سردبیری روزنامه اسرائیلی اورشلیمپست در یادداشتی ضمن انتقاد از توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن، هشدار داد که این توافق ممکن است روند مهار جمهوری اسلامی را تضعیف کند.
این روزنامه در یادداشتی که روز یکشنبه ۲۴ خرداد منتشر کرد، توافق احتمالی دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، با مقامهای جمهوری اسلامی را «برجام ۲» خواند و اشاره کرد که اگر گزارشهای منتشرشده درباره این تفاهم درست باشد، آن یک «فاجعه» است.
متن یادداشت سردبیری اورشلیمپست:
«ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران هفته گذشته پیامهایی منتشر کردند مبنی بر اینکه به یک توافق نزدیک شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که ممکن است این تفاهمنامه همین هفته در ژنو امضا شود.
همزمان با این اخبار، گزارشهایی نیز درباره محتوای احتمالی این تفاهم منتشر شده است: تعیین بازهای ۶۰ روزه برای مذاکرات فنی، بازگشایی تنگه هرمز، احتمال دسترسی جمهوری اسلامی ایران به داراییهای مسدودشده، گفتگو درباره برچیدن برنامه هستهای ایران، واگذاری اورانیوم غنیشده و تفاهمهای گستردهتری که بر وضعیت لبنان نیز تاثیرگذار خواهد بود.
افزون بر این، اسرائیل در این مذاکرات حضور نداشته است و مقامهای اسرائیلی صرفا تکرار کردهاند که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، نگرانیها و شروط اسرائیل را درک میکند. اگر این گزارشها درست باشد، توافق ترامپ با ایران یک فاجعه است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
یک یادداشت تفاهم زمانی مفید است که تعهدات مشخص و الزامآور را تثبیت کند، اما زمانی خطرناک میشود که پیش از آنکه پرسشهای اساسی پاسخ گرفته باشند، امتیازاتی داده شود.
یک روند ۶۰ روزه شاید منطقی به نظر برسد، اما در خاورمیانه ۶۰ روز زمان کافی است تا واقعیتهای میدانی تغییر کنند. در همین زمان، جمهوری اسلامی میتواند مواد غنیشدهاش را جابهجا کند، تاسیسات هستهای را مقاومسازی کند، بر میانجیها فشار بیاورد و هر موضوعی را نشانه بدعهدی طرف مقابل جلوه دهد و از تعهداتش سر باز بزند.
بر اساس گزارشهای قبلی، جمهوری اسلامی ایران از قبل برای پنهانسازی اورانیوم غنیشده اقدام کرده، از جمله تخریب تونلها و کار گذاشتن تلههای انفجاری در ورودیها. اگر این اطلاعات درست باشد، به نظر میرسد تهران در حال آماده شدن برای طرحهایی است که در سر دارد، آن هم پس از آنکه نیروهای آمریکا در منطقه کاهش مییابند و دیگر کار چندانی برای مقابله باقی نمانده است.
نگنجیدن برنامه موشکهای بالستیک در توافق اصلی، این چارچوب را حتی ضعیفتر میکند. ایران صرفا با غنیسازی اورانیوم اسرائیل و همسایگانش را تهدید نمیکند، بلکه از طریق موشکها، پهپادها، حزبالله، حوثیها، شبهنظامیان عراق و سوریه، و زیرساختی که به این نیروها امکان میدهد اسرائیل را تحت فشار نگه دارند نیز تهدید ایجاد میکند.
توافقی که تمرکزش صرفا بر مواد هستهای است اما سامانههای حمل و شبکههای منطقهای مرتبط با آن را نادیده میگیرد، نمیتواند ادعا کند خطرهای جمهوری اسلامی را برطرف کرده است.
احتمال آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار کمک مالی به جمهوری اسلامی نیز نگرانکننده است. حتی اگر دولت ترامپ تاکید کند این پولها فقط پس از عملکرد مثبت ایران آزاد میشوند، بسیاری از کسانی که دولت بایدن را به آزادسازی شش میلیارد دلار دارایی ایران محکوم کردند، باید این اقدام را دو برابر خطرناکتر بدانند.
جمهوری اسلامی ایران برای اینکه به حکومتی «معقول» بدل شود به کمک مالی نیاز ندارد، بلکه برای بازسازی، تسلیح مجدد، تثبیت حکومت، پاداش دادن به نیروهای امنیتی وفادار و احیای شبکههای نیابتیای که اسرائیل و آمریکا تلاش کردهاند آنها را تضعیف کنند، به آن نیاز دارد.
چنین کمکهایی همچنین خیانت و ضربهای به مردم ایران خواهد بود. به آنها گفته شده بود جهان آزاد ماهیت رژیمی را که بر آنها حکومت میکند میشناسد. گفته شده بود فشار بر تهران متوجه کسانی است که مخالفان را زندانی، زنان را سرکوب، و مردم را فقیر و ثروت کشور را صرف جنگهای خارجی میکنند، اما حالا واقعا چنین میشود؟
این توافق بوی برجام۲ را میدهد. توافق هستهای اولیه بهعنوان راهحلی برای به تاخیر انداختن برنامه هستهای ایران امضا شد، اما در عمل، به تهران زمان، پول و مشروعیت داد، در حالی که بسیاری از رفتارهای منطقهای تهاجمی آن به قوت خود باقی ماند.
چارچوب فعلی نیز خطر تکرار این اشتباه را با یک عنوان جدید دارد و شامل مواردی است مانند امتیازدهی زودهنگام، زمانبندی مبهم، مذاکرات فنی با تاخیر، خوشبینی به جمهوری اسلامی ایران و ناتوانی در مواجهه با کل ساختار قدرت در ایران.
اگر ایران تخلف کند، اگر حزبالله تقویت شود، یا اگر مرز شمالی اسرائیل به عرصهای دیگر برای فشار بر تلآویو بدل شود، بار پیامدهای آن بر دوش اسرائیل خواهد بود، در حالی که از تلآویو میخواهند خویشتندار باشد.
بخش مربوط به لبنان در این گزارش بسیار نگرانکننده است. هرگونه امتیازی که بدون تضمینهای محکم درباره خلع سلاح حزبالله، قطع حمایت مالی ایران و توقف آتشبارهای فرامرزی، اسرائیل را به سمت توقف درگیریها در لبنان سوق دهد، حق دفاع اسرائیل از شهروندانش را تضعیف میکند. هیچ کشوری نمیتواند امنیت خود را به وعدههایی که از تهران صادر میشود واگذار کند.
تمام این موارد هنوز در حد گمانهزنی است. پیشبینی ترامپ حتی پس از اعلام رسمی هم دشوار است و شرایط گزارششده ممکن است به سرعت تغییر کند.
اما اگر این گزارشها درست باشد، این توافق توافق خوبی نیست، بلکه توافقی خطرناک است که تلاش عظیم آمریکا و اسرائیل برای تضعیف حکومت ایران، محدود کردن جاهطلبیهای هستهای آن و کاهش تهدیدش علیه اسرائیل، منطقه و جهان را تضعیف میکند.»

